27/04/2025
گر نمی مانی ؛ نیا ؛ بیهوده آشوبَم نکن
من به تنها بودَنَم خو کرده ؛ مجذوبَم نکن
گفته بودم با دلم بازی نکن ؛ کردی ؛ ولی
گر نمی گویَم سُخن ؛ دیوانه محسوبَم نکن
من نمی گویم رها کن زندگی ؛ با من بِمان
یا نیا ؛ یا که نرو ؛ اینگونه ؛ مخروبم نکن
تا که باوَر می کنم تنها شُدم ؛ برگشته ای
بر نَگرد ؛ با او برو ؛ اینگونه ؛ مغلوبَم نکن
رفته ای ؛ باشد برو ؛ دیگر نیا آنجا بمان
می شوم دیوانه ؛ بازی با من ای خوبم ؛ نکن. ۰۰۰۰ تبریزی