09/06/2025
کارن هورنای روان شناس بزرگ به ما یادآوری میکند، که دلسوزی یا وابستگی شدید نسبت به والدین همیشه از جنس عشق نیست.
گاهی این احساس عمیق و ظاهراً مثبت ریشه در احساس گناهی دارد که در درون ما شکل گرفته است.
شاید در دل خود حس کنیم که باید همیشه مواظب والدین باشیم به خواسته هایشان جواب مثبت بدهیم، یا خود را در برابر آنها مسئول بدانیم، این حس مسئولیت شدید، برخاسته از نیاز به جبران چیزی است که فکر میکنیم به آنها مدیونیم، ما این رفتار را نوعی دلسوزی می نامیم اما در حقیقت این دلسوزی گاهی بار سنگینی است که از احساس گناه ناشی میشود و نه از عشق خالص!
خانم هورنای میگوید وابستگیهایی که با ترس، اضطراب یا احساس گناه همراه باشند، مانع رشد روانی ما میشوند و ما را از رسیدن به آزادی و عشق سالم دور میکنند. عشق واقعی یعنی دوست داشتن بدون نیاز به جبران بدون اجبار و بدون ترس از طرد شدن است.
در عشق سالم ما به والدین احترام میگذاریم و از آنها مراقبت میکنیم اما در عین حال خودمان را فراموش نمیکنیم و اجازه نمیدهیم که احساس گناه ما را اسیر خود کند. او اضافه می کند وابستگی ناسالم مانند زنجیری است که ما را محدود میکند، اما عشق واقعی پرواز دادن است.
جمع بندی:
دلسوزی یا وابستگی بیش از حد و شدید به والدین همیشه عشق نیست. گاهی این وابستگیها از احساس گناه و نیاز به جبران سرچشمه میگیرند.
عشق سالم یعنی دوست داشتن بدون بار سنگین احساس گناه و ترس از آزادی در عشق، یعنی احترام متقابل و حفظ سلامت روان!